سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

پروژه جدید برای آقا سپهر-خیلی خوشحالمممم

1391/10/27 12:45
نویسنده : مامانی
253 بازدید
اشتراک گذاری

سلام. سلام به همه ی مامانی ها و نی نی ها.

بابت چند روز تأخیری ببخشید. آخه همش داشتم روی یه پروژه واسه آقا سپهر کار میکردم و همش توی اینترنت دنبال راه حل بود.

میگید واسه چی؟؟؟

واسه مکیدن انگشتش......

داستان رو میگم اما ......

من میخوام همینجا، رسماً و با احترام از آقا سپهر معذرت خواهی کنم. و بگم مامانی منو ببخش. به خدا هر کاری کردم و میکنم فقط  فقط به خاطر آیندی خودته عزیز دل مامانی.

مینویسم تا بدونی چرا اینکار رو کردم. چون مطمئنم بزرگ که شدی اصلا یادت نمیاد.

قضیه از این قراره که آقا سپهر از توی چهل روزگی شروع کرده بود به مکیدن اشاره و بزرگ دست راستش. خیلی هم ناجور مک میزد. تا اینکه گذشت و نوبت به مکیدن شصت رسید.

اونم به طور خیلی ناجور. یه مدت با پستونک سرگرمش کردم ولی یک ماهی هست که اصلاً لب به پستونک هم نمیزنه و به هر بهونه شصت مبارک رو میزاره توی دهنش.

عکس پایین یه نمونه تقریباً خوب شده ی انگشتش هست.

ملاحظه کنید:

 اثر مکیدن شصت

 

تازه این خوبش بود مثلاً.

هر کاری هم به فکرم میرسید انجام دادم. از لاک ناخن گرفته تا دوای عطاری صبرِ تلخ و انواع چسبهای ضد آب. ولی مگه فایده داشت!؟

از روز پنجشنبه 21/10/91 تصمیم گرفتم یه فکری رو عملی کنم. خیلی می ترسیدم که ضرری بهش برسونه.

آخه میخواستم از فلفل استفاده کنم.

ولی دل رو به دریا زدم. احساس میکنم دیر حرف زدنش واسه همین انگشت خوردنشه.

خلاصه وقتی خواب بود اول لاک ناخنش رو زدم، اندازه مورچه فلفل ریختم روی ناخنش و با چسب ضد آب بستمش.

وقتی توی خواب دید نمیتونه دستش رو بزار توی دهنش، با نق بیدار شد و کلی غر زد. حسابی سرگرمش کردم که یادش بره. آخر شب به زوره دندون درش آورد و منم با داغه و اوفه و زبونت اوف میشه، سر و تهش رو هم آوردم و وقتی آخر شب دوباره خوابید، دوباره همون کار رو تکرار کردم.

فرداش موفق شد درش بیاره چسب رو ، انگشت شصتش رو نزدیک دهنش برد، (نمیدونم عطر فلفل رفت زیر بینی اش یا از مزه ی فلفل چشید) منو میگی، داشتم سکته میکردم ببینم چی میشه. کلی صلوات فرستادم.

کمی رو ترش کرد و نگاه انگشتش کرد وآوردش پایین.

منو میگی................ داشتم شاخ در می آوردم.خلاصه تا روز یکشنبه که بیام اداره همین طوربود.

روز دوشنبه از اداره به  مامان حاجی زنگ زدم گفت چسب دستش رو به زور درآورده.

ولی.................................................................

دستش رو توی دهنش نکرده.

الههههههههههههههههههههههههههههههی قربونت برم هزار ماشالا.

پسر دیگه مرد شده.

البته یه چند باری میخواست بزاره ولی یا خودش یادش می اومد یا اینکه من بهش میگفتم اوفه، جیزه، سریع دستش رو می آورد پایین.

حالا 3-2 شبه که شبها هم دستش رو نمی بندم.

خیلی از این بابت خوشحالم، هر چند هنوز عذاب وجدان دارم بابت اون کارم. ولی از اینکه میبینم خدا رو هزار بار شکر این عادتش ترک شده ، خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالم

خدایا شکرت.حالا دیگه وقت حرف زدن آقا سپهر رسیده...

دعا کنید مامانها و دوستای گلمون.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان مهبد كوچولو
2 بهمن 91 11:10
سلام عزيز دلم . قربونش برم . ببين چه بلايي سر شصت بيچاره آورده !!!
ماماني اصلا ً عذاب وجدان نداشته باش خيلي خيلي كار خوبي كردي كه عادتش رو ترك دادي ...
ايشالله كه زود ِ زود زبون باز ميكنه و كلي بلبل زبوني ميكنه براتون . ببوس گل پسرمون رو


سلام گلم. آره خواهر تازه این خوبش بوده.
خدا رو شکر فعلا که از سرش رفته. و انگشتش داره پوس میندازه (خوب میشه)
واسه حرف زدنش هم که تا الان موفق نشدیم.
چشم عزیزم، ممنون.